سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

ولایت مداری
 

بسم رب الزهرا(س)

امام مهدی(عج)

امام مهدی(ع):

من ذخیره خداوند در زمین،

و انتقام گیرنده دشمنانش هستم.

 

جاری حکمت:
آبیاری عمل با نیت
با آب شیرین می شود کشاورزی کرد، با آب شور نه.
آب شور، درخت ها را می خشکاند.
درخت عمل از نیات خیر و شیرین سیراب می شود؛
مادام که نیات خالص باشد این درختها خرم و باشکوهند.
اگر نیات دیگری پا در میان بگذارند، آب شوری با آب شیرین مخلوط شده است.
طبیعتاً پژمردگی و خشکیدن درخت غیرقابل اجتناب است. 
محی الدین حائری شیرازی،جاری حکمت،ج1،ص29

پادکست بسیار زیبا و شنیدنی توسل من..(کلیک کنید)

لینک ویژه:شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)واقعیتی انکار ناپذیر






نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - دوشنبه 92 شهریور 19 توسط حسین مرادی نژاد

سامان,نابسامانی,خدا,امام مهدی,مهدی,شهر,آشوب,

 

چقدر زرق و برق دنیا زیاد است و

ما اسیر و دلباخته ی آن ...

شهر دیگر رنگ خدا را ندارد ...

بوی تو را نمی دهد ...

بیا سامانی باش بر این نابسامانی ها ... ! 






نوشته شده در تاریخ شنبه 94 آبان 16 توسط حسین مرادی نژاد

بسم رب المهدی

امام هادی(ع),امام نقی(ع),امام الهادی النقی(ع)

از سخنان گهربار امام هادی علیه السلام :

  َ"بهتر از نیکی، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است و برتر از علم،
 حامل آن و بدتر از بدی، عامل آن است وحشتناک تر از وحشت، آورنده آن است."

 امام ابوالحسن علی النقی هادی علیه السلام ملقب به امام "هادی"،
دهمین پیشوای شیعیان در َنیمه ذیحجه سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام " صریا" متولد گشت.
آن حضرت و فرزند گرامی ایشان امام حسن علیهما السلام به عسکریین شهرت یافتند،
 زیرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرا (عسکر) برده
 و تا آخر عمر پر برکتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند.

  امام هادی علیه السلام به لقبهای دیگری مانند:

نقی، عالم، فقیه، امین و طیب شهرت داشت و کنیه مبارک ایشان ابوالحسن است.
 پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوی گرامی سمانه است که بانویی با فضیلت و با تقوا بود.
 امام هادی (ع) در سن 6 یا 8 سالگی یعنی در سال 220 هجری، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسید.
مدت 33 ساله امامت امام هادی (ع) با خلفای معتصم، واثق، توکل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
 در این مدت حضرت علی النقی (ع ) نه تنها تعلیم و تعلم و نگاهبانی
 فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدینه عهده دار بود ،
و لحظه ای از آگاهانیدن مردم و آشنا کردن آنها به حقایق مذهبی نمی آسود ،
بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار
 با خلیفه ستمگر وقت - یعنی متوکل عباسی - آنی آسایش نداشت.

 خلفایی که در زمان امام (ع ) بودند :

 معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعین ، معتز ،
همه به جهت شیفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنیای فریبنده
با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی دیرینه داشتند
و کم و بیش دشمنی خود را ظاهر می کردند ولی همه ،
به خصال پسندیده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ،
و این فضیلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ،
آزموده و مانند نیاکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ،
وسعت دانش وی را دیده بودند.

 صورت و سیرت حضرت امام هادی (ع):

  حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود.
 گونه هایش اندکی برآمده و سرخ و سفید بود. چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود.
 امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسیار می کرد. امام آن چنان شکوه و هیبتی داشت
 که وقتی بر متوکل خلیفه جبار عباسی وارد می شد
 او و درباریانش بی درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمی خاستند.

  شهادت امام هادی (ع):

  امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسیله زهر به شهادت رسید.
 در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالین او بود.
معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد.
از این سال امام حسن عسکری پیشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت.
 و در همان خانه ای که در آن بیست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد.

منبع:

 َکتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 233 - نویسنده: سید محسن امین - ترجمه: على حجتى کرمانى

  التماس دعا






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 93 اردیبهشت 7 توسط حسین مرادی نژاد

بسم رب المهدی

شهید خرازی,جنگ نرم,ایرانی,لبخند,غصه

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟
 حاجی دیگر نمیخندی ...!  چه شده آن لبخندهای دائمت؟
حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود ...سرت را بالا بگیر... 
به چه می اندیشی؟
از چه دلگیری؟ ...
راستی حاجی ! قبلا ها یه عده ای میگفتند شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟ خودتان خواستید ،خودتان هم شهید شدید
 آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم.
حالا خودمانیم حاجی، بینی و بین الله رفتی که چه بشود؟
 رفتی که آزادی داشته باشیم؟
رفتی که عده ای مانتوهایشان روز به روز تنگ تر و روسری هایشان روز به روز کوچکتر شود؟
رفتی که ماه محرمی هم پارتی بگیرند و جشن های آنچنانی؟
رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده ؟ 
حاجی جان ؛ جای پلاکت را این روزها زنجیرهای قطور گرفته !
 جای شلوار خاکی ات را شلوارهای پاره پوره و چاک چاک گرفته (که به زور پایشان نگهش میدارند)!

 

شلوار جین,شلوار پاره,بی غیرتی,حجاب,عفاف

جای پیراهن ساده ی "مردانه ات" را تی شرت های مارک دار  گرفته(بعضا آب رفته اند) ! 
پسرانمان زیر ابرو بر میدارند ! دخترمان ابرو تیغ میزنند !
اوضاعی شده دیدنی ... پارکها ، سینماها ، پاساژها شده اند سالن مد ! و البته دوست یابی! 
حاجی تو رفتی که خودت را پیدا کنی و خدایت را اینها مانده اند و دارند خودشان را گم میکنند !
حاجی ؛ گلوله دست شما را زخم انداخت و بعدها برد ، اینجا خودشان بر سر و صورت و دست و بازویشان زخم و نقش می اندازند که زیبا شوند ... !!! اینجا به کسی بگویی : خواهرم ...
 هنوز بقیه حرف را نگفته شاکی میشود که چرا شما بسیجی ها نمیگذارید راحت باشیم؟ما آزادی میخواهیم ...چرا شماها نمیفهمید؟
اینجا اگر ماه رمضان به بعضیها گفتی ماه رمضان است،حرمت نگه دارید.تو را میکشند...به همین سادگی اگر گفتی آقا مزاحم ناموس مردم نشو ،تو را میکشند و کمترینش اینست که چشمت را کور کنند...به همین سادگی
داغ بر دلم مانده ...
و من مات و مبهوت از این همه شجاعت که تو لا اقل از ما انتظارش را داری و نداریمش !
اینجا پسری با تیپ آنچنانی هرچقدر هم که بی احترامی کند به غیر و سر وصدا کند ،همه میخندند و میگویند چه بانمک !
اما پسری مذهبی که با صدای بلند صلوات بفرستد بعد از نماز جماعت : بعضیها میگویند: زهرمار ! داد نزن سرمون رفت !!!
دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس! 
اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند : صلواااااات : اللهم صل علی محمد و آل محمد
اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد تو بود میخندند ! به ریش میخندند ...به چادر میخندند ... به لباس پیغمبر میخندند ...
راستی فرمانده ... این کتاب صورت هم عالمی دارد ! "فیس بوک" را میگویم

 

فیس بوک,بی شرمی,عفت,حیا,

شرف و ناموس و اعتقاد بعضا پر ! عکسهایی در این فیس بوک از خود و خانوادشان میگذارند که آدم شرمش میشود نگاه کند
شما میگفتی "یاعلی" و زندگی میساختی
اینها عکس میگذارند ...خاطر خواه میشوند ... زندگی شروع میشود آن هم با یک "لایک" ... فردا هم طلاق!عجب پروسه ای!!!
این هم به نام آزادی !!! ... 
این نظام را اعتقاد نگاه داشته... به تو میگویند آزادی نداری ... راحت باش ... زندگی کن!!! که دست از اعتقادت برداری ما میگوییم بندگی کن و خوب زندگی کن ... آنها میگویند زندگی کن ،آزاد باش ...(هرزه بودن هنر است !)
 خلاصه حاجی
 جای ارزشها عوض شده ...دعایمان کن.
به خودم میگویم: به دلم : بسوز ...آتش بگیر...
 آتش بگیر تا که بفهمی چه میکشم
 رنگ ها عوض شده ... حاجی دریاب ...
یا صاحب الزمان : دلت خون است آقا ... خدا صبرت بدهد ... .

اللهم عجل لولیک الفرج,یا صاحب الزمان,یا مهدی

 






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 93 فروردین 25 توسط حسین مرادی نژاد

بسم رب المهدی

شهادت,حضرت زهرا(س),فاطمیه,غربت,مظلوم,تنهایی

 

شاید گرفته باشد این دلم

شاید سوخته باشد این دلم

ولی هرچه می کشد از آن ماجرای سیلی می کشد

شاید آتش درب خانه من را به آتش کشیده باشد

اما می دانم آتش دلم از بازوی شکسته است

درد عالم از میان آن شعله ها آب می خورد

غم دنیا از نامردی آن ها اب می خورد

آتش دنیا از پهلوی شکسته آب می خورد

غریبی و تنهایی دنیا از رفتن محسن آب می خورد

مظلومی دنیا از بردن دست بسته در کوچه ها آب می خورد

خستگی دنیا از بستر و روی گرفته آب می خورد

حالا بازم می توانی بگویی که چرا ما در غربت و تنهایی و مظلومی به سر می بریم؟

تا بوده همین بوده و هست شیعه باید آتش بگیرد

شیعه باید لگد بخورد

شیعه باید تازیانه بخورد

شیعه باید سیلی بخورد

شیعه مظلوم است

اما همه ی این ها در غیبت منتقم است و باید تحمل کند و خواستار آمدن بی همتای دوعالم شود.

همه ی این ها در یک طرف غربت و تنهایی در زیر آفتاب سوزان در دشت بلا یک طرف

بازهم این ها همه یک طرف غربت و ناله ی کودکی داغدیده در خرابه ای تاریک یک طرف

بازهم همه ی اینها یک طرف و سپید شدن موهای جوان ترین عمه سادات یک طرف

بازهم بگویم یا اینکه بازهم دنبال پاسخ پرسشت هستی؟

بازهم بگویم که چرا بزرگترین شخصیت جهانی و بزرگترین سید جهان چرا تنها و غریب است؟

کسی آمد انقلابی را به پا کرد و کسی آمد این انقلاب نگه داشت و داشته است

شاید بعضی گویند چه سخنان بی سر و تهی نوشته است

اما باید دلسوخته باشی و غریب تا بفهمی این سخنان از کجا و برای چه کسی گفته شده است

و ربطش به غریبی و مظلومی شیعه در دنیا و غیبت آن عالم امکان چیست.

باید سینه سوخته باشی ندای یافزه را بفهمی

شاید هرکس نفهمد اما آن هرکس فقط کمی فقط کمی گوش بسپارد به آن به خوبی خواهد فهمید...

 






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 93 فروردین 10 توسط حسین مرادی نژاد

بسم رب المهدی

شهید علی خلیلی,شهید امر به معروف,نامه,امام خامنه ای,

شهید علی خلیلی 15 روز قبل از شهادت نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و در آن نسبت به برخی اظهارات که در قبال اقدام خود می‌شنید، واکنش نشان داد.

 

متن کامل نامه شهید علی خلیلی به شرح زیر است:
 
سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.
 
بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 93 فروردین 6 توسط حسین مرادی نژاد

بسم رب المهدی

امربه معروف و نهی از منکر,شهید ناهی از منکر,علی خلیلی,

ای علی جان شهادتت مبارک مارا ببخش که فقط شاهد ذره ذره آب شدن تو بودیم

مارا ببخش که در این دوسال تو را ندیدیم و از تو درسی نگرفتیم

مارا ببخش که قاتلین تورا نادیده گرفتیم

ای علی جان تو به ما درس ایثار دادی

به ما که از نسل تو هستیم

از نسلی که نه مبارزه را دیده ایم نه انقلاب را دیده ایم نه جنگ را دیده ایم

اما تو با رشادتت تمام این ها را به ما نشان دادی و آموختی

ای علی جان ما راه تو را ادامه خواهیم داد و به ثابت خواهیم کرد به همه

که نسل ما از همت ها و باکری ها می باشد.

ما را دعا کن با این که ما تورا فراموش کردیم ولی تو مارا فراموش نکن

سلام ما را به مادر دوعالم برسان ...

 چندی شاهد هستیم براساس آمار که 80 نفر شهید امر به معروف و نهی از منکر در کشور داریم کشوری که کاملا اسلامی است و برای امنیت آن قوانینی کاملا اسلامی تعریف شده است.و ناجی هایی برای اجرای درست این قوانین در سطح شهر فعالیت دارند تا هیچ گونه تخطی از این قوانین رخ ندهد.ولی ما هرچه که نظاره می کنیم فعالیت این ناجی های قوانین را می بینیم یا کار را درست انجام نمی دهند یا اصلا انجام نمی دهند.

ما در گوشه کنار شهر شاهدهستیم عملکرد این ناجی ها را و بسیار دلسرد و ناامید هستیم از آنان چرا که در اکثر مواقع این حق است قربانی باطل می شود نه باطل قربانی حق.چرا باید در جمهوری اسلامی ناجی های قوانین در سطح شهر در اکثر مواقع پشتیبان منکر باشند و مهاجم به ناهی منکر؟مگر نه اینکه مسئولین مختلف قضایی و انتظامی همیشه تاکید بر این دارند تا کشوری عاری از هرگونه خلاف و منکر داشته باشند و همیشه در صحبت هایشان سخن از امنیت و قوانینی سخت و مجازاتی سنگین برای خلافکاران می زنند؟ پس چرا در عرصه عمل همچین چیزی را شاهد نیستیم؟

مگر می توانیم این 80 شهید امر به معروف و نهی از منکر را فراموش کنیم؟ آیا کسی قاتلین این شهیدان را می شناسد؟ آیا این قاتلین مجازات شده اند؟

هرچه زمان می گذرد انگار این ناهیان منکر هستند که خلاف کاران اند نه عاملین منکر؛چرا باید کسی که فریضه الهی و تکلیف شرعی خود را انجام داده است باید بر او ایراد گیرند که تو چکاره بوده ای و چه ربطی به تو داشته است که تذکر دادی آن هم با خوشرویی و مودبانه ترین حالت ممکن.

ای مسئولین محترم و عزیز قضایی و انتظامی آیا شما تدابیری برای توجیه کردن نیروهای خود در سطح شهر کرده اید؟ آیا واقعا شما نیروهای تحت امر خود را آموزش می دهید که خلاف کار کیست و ناهی منکر کیست؟

اگر توجیه می کنید که فکر کنم به درستی این عمل را انجام نمی دهید و اگر هم توجیه نمی کنید پس دیگر انتظاری از دستگاه قضا و انتظامی نیست.

خواهش ملت ایران این است که مسئولین بیدار شوند یا چشمان خود را باز کنند و جلوی این بی نظمی و ناامنی و جولان خلاف کاران را بگیرند تا دیگر شاهد این همه ستم به بی گناهان و کشتار بی دلیل را بگیرند.

1- "مبادا کسانى باشند که اگر کسى امر به معروف و نهى از منکر کرد، از او حمایت نکنند، بلکه از مجرم حمایت کنند! البته خبرهایى از گوشه و کنار کشور، در بعضى از موارد به گوش من مى‌رسد... هر جا که بدانم و احساس کنم و خبر اطمینان‌ بخشى پیدا کنم که آمربه معروف و ناهى از منکر، خداى نکرده مورد جفاى مأمور و مسئولى قرار گرفته، خودم وارد قضیه خواهم شد......"  (رهبرمعظم انقلاب در جمع اقشار مختلف مردم در سال 71)
 
جملاتی که از نظر گذشت، رسالتی است که بر دوش مردم و مسئولین در قبال این فریضه می گذارد. رهبر معظم انقلاب این رسالت را تا حدی سنگین می داند که تأکید می کنند در صورت کوتاهی در این امر خودم به شخصه وارد خواهم شد.

در پایان به منظور یادآوری نسبت به این فریضه بزرگ دینی چند روایات از معصومین علیهم السلام را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر خواهیم آورد:
 
حدیث (1) قال على علیه السلام :
وَماأعمالُ البِرِّ کُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنکَرِ إِلاّ کَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛
همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون قطره‏اى است در دریاى عمیق. (نهج البلاغه، حکمت 374)
 
حدیث (2) قال على علیه السلام:
 إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنکَرِ لا یُقَرِّبانِ مِن أَجَلٍ وَلا یَنقُصانِ مِن رِزقٍ ، لکِن یُضاعِفانِ الثَّوابَ وَیُعظِمانِ الجرَ وَأفضَلُ مِنهُما کَلِمَـةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائِرٍ؛
امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک مى‏کنند و نه از روزى کم مى‏نمایند، بلکه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مى‏سازند و برتر از امر به معروف و نهى از منکر سخن عادلانه‏اى است نزد حاکمى ستمگر.(غررالحکم، ج2، ص611، ح3648)
 
حدیث (3) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
إذا لَم یَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ وَلَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتى ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَیهِم شِرارَهُم ، فَیَدعوا عِندَ ذلِکَ خِیارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛
هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود .(امالى صدوق، ص‏254)
 
حدیث (4) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
لا یَأمُرُ بِالمَعروفِ وَلا یَنهى عَنِ المُنکَرِ إلاّ مَن کانَ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفیقٌ بِما یَأمُرُ بِهِ رَفیقٌ فیما یَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فیما یَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فیما یَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما یَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما یَنهى عَنهُ؛
امر به معروف و نهى از منکر نکند مگر کسى که سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا کند، در امر و نهى خود میانه‏روى نماید و به آنچه امر و نهى مى‏کند، دانا باشد .(بحارالأنوار، ج100، ص87، ح64)
 
حدیث (5) قال على علیه السلام :
مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنکَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ کَیدَهُ؛
هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو مى‏ بخشد و هر کس نهى از منکر نماید بینى منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان مى‏ ماند. (کافى،ج2، ص50، ح1)
 
حدیث (6) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
 لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى فَإذا لَم یَفعَلوا ذلِکَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَکاتُ، وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ و َلَم یَکُن لَهُم ناصِرٌ فِى الأرضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛
تا زمانى که مردم امر به معروف و نهى از منکر نمایند و در کارهاى نیک و تقوا به یارى یکدیگر بشتابند در خیر و سعادت خواهند بود، اما اگر چنین نکنند، برکت‏ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه دیگر سلطه پیدا کنند و نه در زمین یاورى دارند و نه در آسمان.(تهذیب الاحکام، ج6، ص181، ح22)
 
حدیث (7) قال الباقر علیه السلام :
أوحَى اللّه‏ُ تَعالى إلى شُعَیبٍ النَّبِىِّ إِنّى مُعَذِّبٌ مِن قَومِکَ مِائَةَ أَلفٍ: أَربَعینَ أَلفا مِن شِرارِهِم وَسِتّینَ أَلفا مِن خیارِهِم فَقالَ: یارَبِّ هؤُلاءِ الشرارُ فَما بالُ الخیارِ؟! فَأَوحَى اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِ: داهَنُوا أَهلَ المَعاصى فَلَم یَغضِبُوا لِغَضَبى؛
خداى تعالى به شعیب پیامبر وحى فرمود که: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد: چهل هزار نفر بدکار را، شصت هزار نفر از نیکانشان را. شعیب عرض کرد: پروردگارا! بدکاران سزاوارند اما نیکان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود که: آنان با گنهکاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند.(کافى، ج5، ص56، ح1)
 
حدیث (8) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
مَن رَأى مِنکُم مُنکَرا فَلیُغَیِّرهُ بِیَدِهِ ، فَإن لَم یَستَطِع فَبِلِسانِهِ ، فَإن لَم یَستَطِع فَبِقَلبِهِ وَذلِکَ أضعَفُ الإیمانِ؛
هر کس از شما منکرى ببیند باید با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغییر دهد، که پائین‏ترین درجه ایمان همین (تغییر قلبى) است.(نهج الفصاحه، ح‏3010)

 

 






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 93 فروردین 6 توسط حسین مرادی نژاد